تکنیک های مربوط به زبان بدن بازیگری کدامند؟(قسمت یک)

تکنیک های مربوط به زبان بدن بازیگری کدامند؟(قسمت یک)

شناخت تکنیک های مربوط به زبان بدن بازیگری

بازیگری فرصت مناسبی برای کشف عمیق خود و به چالش کشیدن مهارت ها می باشد. نظریه بازیگری که در اینجا به نام متد ها و یا تکنیک زبان بدن بازیگری شناخته می‌شود؛ به کنستانتین استانیسلاوسکی، بازیگر و کارگردان بزرگ روسی، مربوط است. همانطور که می‌دانید در آن زمان بسیاری از دوستداران هنر، هنرمندان و یا بازیگران، نکات جالب و مفیدی برای مبتدیان این حوزه، جمع آوری کرده‌اند. شناخت این تکنیک ها به یک بازیگر در هنگام اجرا کمک می کند، تا از نهایت مهارت بدن خود در ایفای نقش استفاده نماید.

بازیگری تبدیل شدن به کسی غیر از خود ماست. کسی که باید تا مدت زمان مشخصی بجای او، هم زندگی کرد و هم درک دیگری پیدا نمود. در نتیجه این یک فرصت برای غلبه بر محدودیت های فردی، مشروط بر جامعه و رها کردن خویش از آن ‌ها است. این مقاله چند نکته برای مبتدیان از مطالعات و تجربه زبان بدن بازیگری و یا بازیگری واقعی، که بر اساس تخیل واقع‌گرایانه عمل می‌کند، دارد. اصول بازیگری معرفی شده در اینجا، مبتنی بر رساله نظری استانیسلاوسکی است. که خواندن برای هر دانشجوی جدی در تئاتر و بازیگری، توصیه می‌شود.

در انجام بازیگری به صورت طبیعی یک هنر و ارگو انجام می‌شود. برای درک آن از لحاظ نظری، هیچ گونه یادگیری‌ای صورت نمی گیرد. همان طور که بین دانستن مسیر و راه رفتن در آن، تفاوت وجود دارد. در این مسیر و برای آموختن آن، همواره باید خودتان را دانش آموزی در حال یادگیری فرض کنید. حتی اگر سالهای سال است، که در آن تجربه دارید. پیدا کردن مسیری که خودتان از آن تجربه کسب می کنید؛ بارها و بارها به کسب تجربه های نمادین و نظری می‌ارزد.

تکنیک های بازیگری

ابتدا باید بدانید که برای انجام زبان بدن بازیگری خود، بر اساس هر تکنیکی که صورت می دهید؛ آن را یک ورق خالی فرض نمایید. در نتیجه این ورق می تواند بسیار راحت تر از زمانی که در آن محتوایی وجود دارد، پر شود. این نکته در در نظر داشته باشید که در ذهن یک شخص مبتدی برای بازیگری، احتمالات زیادی وجود دارد، اما در ذهن کارشناسان، تعداد کمتری از همان جزئیات وجود خواهد داشت.

موارد مربوط به تکنیک های بازیگری در عمل عموما در تئاتر و نقش های آن کاربرد بیشتری دارد. در نتیجه بهتر می توان آن را به بازیگری در سینما نیز تعمیم داد. در اینگونه اجرا ها بهتر می توان جزئیاتی از مدل‌سازی و زبان بدن بازیگری آن پیدا کرد. زیرا هیچ گونه بازگشتی در آن وجود ندارد. و در نتیجه هیچ چیزی مانند این مورد شبیه به واقعیت نیست. به زبان دیگر می توان گفت که با کاربردی کردن تکنیک های یاد شده در حرکات و اجرای تئاتر، می توان بازیگری شد که به دنیای واقعی نزدیک تر است. و چه چیزی بهتر از این؟ در نتیجه مهارت اجرای شما برهمین اساس بهتر و مناسب تر سنجیده خواهد شد.

از بین بردن ترس در زبان بدن بازیگری

در ابتدای آموزش تکنیک ها باید بدانید که، ترس در ابتدای هر کاری وجود دارد. در اصل یک امر اجتناب ناپذیر است. برای مقابله با آن و فراموش کردن آن، روی نقش خود تمرکز کنید و به هیچ چیز دیگر فکر نکنید. در نتیجه باید یاد بگیرید که از کانون توجه لذت ببرید؛ و فقط کاری را بکنید که باید انجام دهید! ترس از اجرای حرکات و به طبع بوجود آمدن یک سلسله رفتار بصری نامناسب، با ترس نسبت مستقیم دارد.

در هنگام اجرای زبان بدن بازیگری خود بهتر است که بیش از نیمی از حرکات را تحت کنترل خود داشته باشید. حتی یک قسمت کوچک از ترس همیشه باقی می‌ماند و شما را به روی صحنه به شکل ناباوری برای مخاطب، نگه می‌دارد.

مراقب حرکات اغراق آمیز یا مکانیکی خود باشید.

یک هشدار در ابتدای کار و چیزی که بازیگران خوب را از افراد بد جدا می‌کند؛ ‘خلوص احساس’ و ‘اعتقاد به صحنه’ در هنگام اجرای نقش است. همیشه تماشاچیان بسیار باهوش‌تر از هر عنصر دیگری هستند؛ و حرکات دروغین یا خشک و بی روح را سریعا متوجه می شوند. اجرای حرکات و بازی خوب، نه بازی کردن و نه به طور خودکار، و نه از بر گفتن است. زبان بدن بازیگری هرگز شبیه به کتاب خواندن نیست! در نتیجه نباید بر روی صحنه و یا از روی صفحه، بدون وجود هیچ درکی از آنچه را که می‌گویید، انجام دهید.

طبق آموزش های قبلی داده شده در رابطه با این موضوع، به کرات گفته شده است؛ که یک بازیگر نباید خودش را به فرم مکانیکی یا یک رباط بگیرد! زیرا قرار است تا او روایت گر احساس های مختلف از شخصی باشد؛ که در زندگی واقعی خود با موضوعات مختلف دست و پنجه نرم می کند. یک ربات هرگز احساسات به خرج نمی دهد و تکان خوردن های او، هرگز شبیه به یک انسان نیست.

در نتیجه باید سعی کنید؛ تا زبان بدن بازیگری خود را با انعطاف و فهم درونی بروز دهید. بطور مثال تصور کنید که در حال اجرای یک نمایش بدون دیالوگ خاصی هستید. پس کلیه ی حرکات و تکان خوردن های شما بطور صدرصد به بدن و زبان آن فوکوس می شود. اگر در هنگام اجرا نیز به صورت مصنوعی عمل کنید، هیچ کس از تماشای شما شگفت زده نخواهد شد؛ و ممکن است در یکی دو دقیقه ی اول مخاطب را خسته کنید.

باید بتوانید به کلیه‌ی حرکاتتان اعتقاد داشته باشید. احساس آن لحظه را درک کنید، با آن ارتباط برقرار کنید، آن را در آغوش بگیرید و سپس به طور طبیعی جریان و مسیر اصلی را پیدا کنید. استانیسلاوسکی در این رابطه می گوید : “هرگز به خود اجازه ندهید هر چیزی را که در باطن تجربه کرده‌اید، و حتی برای شما جالب نیست، با زبان بدن بازیگری خود به تصویر بکشید. یک شخصیت ساخته‌شده در کلیشه نمی‌تواند به خوبی رشد کند.”

بازیگری تماما در مورد ایمان داشتن به خویش و تخیل خلاق است.

بازیگر باید از تخیل خود برای پاسخ دادن به همه پرسش‌ ها استفاده کند. (وقتی، کجا، چطور، چطور؟) این اعتقاد داشتن است، که وجود شخصیت او را در روند نمایش قابل باور می سازد. پاسخ به این پرسش ها کمک می کند تا بهتر بتوانید زبان بدن بازیگری را نشان دهید. این پرسش ها گاهی می تواند یک شخصیت را رشد داده، و هرگونه تلاش اضافه برای پیدا کردن مسیر درست در اجرا را از بین ببرد.

هیچ انسانی در قالب شخصیت های متفاوت، بدون وجود تخیل نمی تواند موفق شود. مانند بخش قبلی که در آن در مورد حرکات مکانیکی ذکر شد؛ حرکات او شبیه به رباطی می شود، که هیچ کس نمی تواند او را به عنوان یک شخصیت حقیقی باور کند. این مورد در نمایش های رئالیسم معنی بیشتری پیدا می کند. قابل باور ساختن از تخیلی ظهور می کند؛ که به وسیله‌ی آن هم می توان نوشت و هم بازیگری با حرکات بهتری شد. زیرا بخش اعظمی از ذهن مربوط به زبان بدن شماست. این ذهن است که به هرکس دستور می‌دهد (در کجا، چطور، چگونه، و چه هنگام) ، چه حرکتی را انجام دهد.

همچنین همانطور که در مطالب قبلی ذکر شد، یک بازیگر باید به صورت کاملا موازی با شخصیت و زبان بدن بازیگری او زندگی کند. چون این مسئله همه‌ی چیزهایی که به رفتار او در هر موقعیت خاص مربوط است را، قابل باور می سازد. برای رسیدن به این مفهوم که در واقعیت چه کسی هستید، و به عنوان چه کسی روی صحنه اجرا دارید، فرآیندی است که باید از آن به درستی عبور کنید. چیزی که شما را به آن موقعیت می‌رساند، قوه تخیل و باور خلاقانه ی موجود خواهد بود.

یک بازیگر باید یک فیلسوف ورزش‌کار باشد.

استلا آدلر در این رابطه می گوید: بازیگر باید بدن خود را توسعه داده؛ و همچنین باید روی صدایش کار کند. اما مهم‌ترین چیزی که باید روی آن تمرکز کند، ذهن اوست. زیرا همانطور که بیان شد، ذهن همان قسمتی است که فرمان زبان بدن بازیگری و حرکات مربوطه ، در داخل آن شکل می گیرد. شما هر چقدر که بتوانید ذهن خود را قوی تر سازید، حرکات و زبان بدن بازیگری واقعی تر و یا بهتری خواهید داشت.

همانطور که میدانید، یک بازیگر باید ذهن و جسم خود را به عنوان ابزاری در ایفای نقش استفاده کند. ذهن او نیاز دارد که اشیا را، مانند یک فیلسوف درک کرده؛ و حرکات بدن او باید قادر به توصیف طیف وسیعی از احساسات باشد. زبان بدن بازیگری در واقع در مورد مهار کردن ارتباط ذهن و بدن است. شما باید به شخصیتی که بازی می‌کنید وارد شده و سپس خودتان را با تمام قوایی که در اختیار دارید؛ در آن ساکن کنید. این ‌کار تماما، در مورد اقداماتی شبیه به انگیزه و احساس یک فیلسوف در مورد تفکر او است.

 در نتیجه به زبان ساده تر می توان گفت که، یک بازیگر باید مسیری بین یک ورزش‌کار و یک فیلسوف را، طی کند. او نباید احساسات خاصی را با اغراق و زبان بدن بازیگری نامتعادل بیان کند، زیرا به همین علت است که دیگران از وی دوری می کنند. و همچنین نباید آنقدر تحت‌تاثیر تفکر قرار گیرد که احساسات طبیعی خود را، بی هیچ ظرافتی در روند بازی به نمایش بگذارد. دستیابی به این موازنه درونی، در زمان بازیگری، بسیار مهم است.

 

به این مقاله امتیاز دهید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.