شخصیت پردازی با استفاده از حرکات بدن بازیگری

در حال حاضر بسیاری از مطالعات و آموزش ها بر روی حرکات بدن بازیگری در تئاتر انجام می شود. امروزه عمده ی روش های مطالعه روی حرکت و زبان بدن بازیگری انجام می شود. چرا که این تنها قدرت بدن بازیگران است، که توانایی و انعطاف پذیری پویاتری، نسبت به کلام و دیالوگ های یک اثر نمایشی ( چه تئاتر و چه سینما ) دارد. در حال حاضر آموزش بسیاری از بازیگران در یک نسخه ی تکامل ‌یافته از یکسری رویکرد ها، در تلاش برای بوجود آوردن یک زبان مشترک آموزش داده می شود.

اصولا تکرار و تمرین زبان بدن بازیگری امکان تجسم، و تجربه ی شخص را با رابطه نزدیک به جسم و ذهن وی افزایش می ‌دهد. اهمیت این شناخت از طریق گسترش بین آموزش عملی حرکات بدن، به صورت مرحله ‌ای و تحلیل آن، به تاثیرگذاری یک فرهنگ حرکتی خاص در تئاتر، بر روی نحوه ی تعامل پژوهشگران و تماشاگران با عملکرد بازیگر خواهد بود. اصولا خارج از کلاس های عملی مربوط به این حوزه ، حرکات بدن بازیگری عموما به عنوان جز اصلی هنرهای نمایشی شناخته می‌شود. بسیاری از دوره‌ های تئاتر سنتی بر روی تحلیل حرکات، تکنیک صدا، و بررسی عاطفی شخصیت ها، مانند برخی از اشکال آموزش بازیگری، تمرکز دارند. چرا که هر یک شامل یک زبان بدن بازیگری کاملا توسعه‌ یافته، و جداگانه هستند. با آنالیز کردن حرکات بدن بازیگری در انواع کلاس ‌های تئاتر و شناسایی یک زبان شناسایی شفاف، براساس زبان ‌های فعلی که مبتنی بر حرکات و زبان بدن هستند؛ همه چیز در دسترس شخص بازیگر خواهد بود. اما اولین قدم در راستای این آموزش ها چیست؟ اولین قدم در تجزیه و تحلیل حرکات بدن بازیگری برای دسترسی بیشتر، بررسی زبان بدن بازیگری و آموزش مهارت ‌های حرکتی مبتنی بر ژست گیری و کنش وری است. 


بررسی جنبه های جسمانی در آثار نمایشی

جلوه ‌های فیزیکی و بدنی شرایط انسانی در مرکز تمامی عملکرد ها، در این زمینه قرار دارند. در سراسر جهان و در طول زمان این بیانیه درباره ی اغلب انواع حرکات نمایشی صدق می‌کند. در مورد تئاتر غربی، شخص می‌تواند به یونانیان باستان که ارکستر را تشکیل می‌دادند مراجعه کند. که در آن از رقص و حرکات مختلف، جایی که همسرایی نیز اجرا می شده است، استفاده می کرده اند. Mimos، یونانی برای imitator، در نهایت به mime تبدیل شد؛ که یک قالب متعهد در تئاتر، برای داستان سرایی به شیوه ی فیزیکی، و استفاده از حرکات بدن بازیگری بود.

هنرهای باستانی در آسیای میانه از جمله کابوکی ژاپنی، اپرای چینی و سانسکریت به کار گرفته می شد؛ که از نظر فرهنگی حرکاتی سمبولیک را به صورت انفرادی به نمایش می گذاشتند. برای مثال پیاده‌ در یک دایره ی کوچک نشانگر سفری طولانی در تئاتر سنتی چین است. و تکان دادن دست‌ ها به همراه همه ی انگشتان، نشانگر بارش باران در تئاتر سانسکریت است. هنرهای باستانی و سنتی از کشورهایی مانند هند و آفریقا فاقد تمایز بین رقص و تئاتر هستند؛ همه ی حرکات در آنان به عنوان بخشی از عملکرد اجرایی در نظر گرفته می‌شوند. بطور عمده اهمیت هنر نمایش، از طریق افزایش گفتمان بین آموزش عملی حرکات بدن بازیگری به شکل مرحله‌ای، و تحلیل آن به تاثیر گذاری فرهنگ تحلیل حرکات خاص در تئاتر، بر چگونگی تعاملات ممکن با عملکرد اصلی آن منجر خواهد شد.

 


تغییر شخصیت در زبان بدن بازیگری

زبان بدن به ۶۰ درصد از درک ما از احساسات، پذیرش پیام ‌ها و فهم از طریق روابط صورت می گیرد. صحنه ‌ای را که روی آن بازی انجام می شود ، در نظر بگیرید. وقتی بازیگران مجبور باشند که عمده ی مطالب را بدون گفتگو به نمایش بگذارند، باعث می شود تا با حرکات بدن بازیگری به طور مستقیم برقرار کنند. شاید این سوال پیش بیاید که، در نتیجه ی این موضوع بازیگران باید چه کاری برای جایگزین کردن گفتمان خود در عمل انجام دهند؟ بازیگران در هنگام تلاش برای برقراری ارتباط با نقش جدید، باید در شخصیت خود باقی بمانند. مثلا باید بررسی کنند که آیا یک شخصیت صبور و یا ناشکیبا، با حس و حال درونی خودشان همخوانی دارد یا خیر؟ یک هنرپیشه در هنگام شروع کاراکتر پردازی باید سوالی از خود بپرسد. “من از حرکات بدن بازیگری خود در رابطه با چه چیزی استفاده می کنم؟ ” اولین و مهمترین جواب برای این سوال مشخص می کند، تا حرکات و استفاده از زبان بدن بازیگری چه میزان و به چه شکل باید انجام شود. یا به زبانی دیگر می توان گفت که عمده ی شخصیت پردازی ها توسط دلایل حرکات مخصوص به آن مشخص می شوند. عمده ی مشکلات بازیگران از طریق پیدا کردن، تغییر شخصیت ها و درون یابی آن ها، رفع می شود.

انجام حرکات بدن بازیگری بدون هیچ گفتگویی ابتدا در ذهن صورت می گیرد. یعنی بتوان کلمات و جملات را با استفاده از بدن اجرا کرد. سپس بروز احساسات مختلف از طریق تمرکز بر روی حرکات بدن بازیگری مشخص قابل فهم است. ایجاد یک شخصیت صفر و ابتدایی برای هر کاراکتر در ابتدای اجرای آن ( طبق هنر های نمایشی پیشین ) ، می تواند به بهتر شدن این شناخت و تمرکز ها کمک نماید. حالت تعیین‌کننده در این رابطه بدین صورت است که، یک شخصیت در هر بار ورود به صحنه؛ یا در زمان حضور در فضای مربوط، به چه شکل دیده می شود. برای شناخت توانایی های یک بازیگر، وقتی که وی در حال انجام یک بخش واقع گرایانه است؛ باید در هر بار ورودش به صحنه، حرکات بدنش یک رفتار جداگانه و کاملا متفاوت با دفعه ی قبلی، داشته باشد. تمامی این تغییرات نیز، در هربار تکرار بروز پیدا می کند. 


پرورش حرکات بدن بازیگری

به محض این که بازیگر جلوی تماشاگر قرار بگیرد، بدنش دیگر متعلق به او نیست. هر کاری که او انجام می‌دهد ریز بینانه تحت موشکافی قرار گرفته، و معنا پیدا می‌کند. درست مانند هر کلمه ‌ای که از دهان او عبور می‌کند، و مورد تفسیر و پردازش قرار داده می ‌شود. روشن است که طبق این مطلب، یک بازیگر باید بدن خود را همانند صدا و مهارت‌های کلامی خود پرورش دهد. متاسفانه، با وجود اینکه یک ابزار ضروری در آموزش یک بازیگر، آموزش حرکتی آن می باشد، اغلب ناآگاهانه و نادرست تعبیر و تفسیر می‌شود. و در نتیجه ی آن اعمال حرکات مستقیم به این هنر فعال، اندکی دشوار است. بسیاری از آموزش های حرکات زبان بدن بازیگری بر روی تقویت بدن متمرکز هستند؛ و سعی دارند تا تنش ‌های غیر ضروری را در این رابطه رها سازی کنند. مهارتی مانند نبرد یا رقص؛ یا ایجاد شخصیت، ژست گیری، و شکل دهی به بدن و .. همگی نیازمند پرورش و آموزش مناسب برای یادگیری زبان بدن بازیگری مخصوص، به طراحی و بال و پر دادن به یک کاراکتر هستند. در حالی که در این رابطه دو مورد : مهارت و اکتشاف به همراه پرورش مفهومی، ارزش دارد؛ با این حال مسئله ی اساسی دیگری در این میان بوجود می آید، که گاها این شخصیت ها در فرم خود تا رسیدن به نقطه ی مناسب یا خیلی فاصله دارند؛ یا برعکس آن، بیش از حد وسعت دارند؛ که تنها می توان از آن ها در نمایش های تئاتر استفاده کرد. مهم ترین مسئله در پرورش یک شخصیت، توسعه ی فیزیکی بدن برای تئاتر است. که اساسا تعریف داستان از طریق پی‌گیری یک شخصیت و نیازهای آن طی می شود. ارتباط مابین ذهن و جسم برای پرورش حرکات بدن بازیگری در طی اجرای یک نقش بسیار اهمیت دارد. زیرا عمل فیزیکی است که به طور بالقوه، زندگی درونی شخصیت را از طریق رفتار بیان می‌کند.


افزایش آگاهی از توان فیزیکی توسط بازیگر

آنچه که در هر روش عملی مهم است، پاسخی نیست که به آن داده می شود؛ بلکه فضایی است که برای یک شخص به عنوان بازیگر تعریف می شود. با توجه به این سوال که، در عمل و یادگیری این حوزه چه چالش هایی پیش روی هنرپیشه قرار خواهد گرفت؟ یا اینکه چه چیزی می تواند هنر یک بازیگر را در هنگام ایفای نقش زنده و پویا نگه دارد؟ هدف از این سوالات، بررسی راه‌هایی است که در آن می‌توان حرکات بدن بازیگری را بهبود داده، تصورات را آزاد کرده و پتانسیل های شخصی یافته شود. تا آگاهی از بدن به عنوان ابزاری حیاتی و ضروری در عملکرد شناسایی شود. اما با این حال ریسک های فیزیکی برای افزایش این آگاهی بسیار مناسب هستند. فعالیت ‌ها و توانایی‌های کلیدی که باید روی آنها تمرکز شود خنثی بودن، برانگیخته شدن، فرم دهی، حرکت کردن، نمایش قدرت، انعطاف‌پذیری و استقامت است. البته کلیه ی مواردی که در یک اثر نمایشی اهمیت دارند، کلمات، متن، ایده ها و .. همگی خود یک حرکت محسوب می شوند. در نتیجه این افزایش آگاهی می تواند بر کلیه ی این جزئیات در هنگام اجرا غلبه کند.

 

جمع بندی

در طی این موارد و آنچه که بیان شد، شناخت داشتن از ویژگی های فیزیکی برای اجرا و استفاده از حرکات بدن بازیگری بسیار اهمیت دارد. این افزایش آگاهی از توان بدنی می تواند به پرورش زبان بدن بازیگری و جزئیات به یک هنرمند کمک نماید. شاید در ابتدای کار اندکی سخت باشد، اما در طی روند آموزش عملی بازیگری این توان گسترش یافته؛ و شناخت تمایز بین شخصیت اصلی خود و کاراکتری که برای پرداختن به آن زمان و توجه صرف می شود، مناسب است.


 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.